ابزار رایگان وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه

گچ و تخته - مطالب مهر 1392
گچ و تخته
تقدیم به رهبر عزیزم ... قائدنا الامام سید علی الحسینی الخامنه ای
مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 25 مهر 1392
گناه ؛ نابودکننده است :
داستان اول : ( ترک نماز و اثار ان )

زنی صیحه زنان و دیوانه وار خدمت پیغمبر (ص) آمد و گفت یا رسول الله ، اصحاب بروند كار خصوصی با شما دارم. اصحاب رفتند ، آن زن خدمت پیغمبر(ص) نشست، و گفت : یا رسول الله گناهی بزرگی مرتكب شده ام . پیغمبر ( ص ) فرمود : رحمت خدا بزرگتر از گناه تو است و با توبه گناه آمرزیده می شود ،
حال بگو گناهت چیست ؟ زن گفت : یا رسول الله ، من شوهر دارم ، زنا دادم و آبستن شدم ، بچه به دنیا آمد ، او را در خمره سركه خفه كردم ، و سركه های نجس را به مردم فروختم . پیامبر ( ص ) خیلی ناراحت شد ، و فرمود : می خواهی به تو بگویم چرا به درون این چاه گمراهی افتادی ؟
گمان می كنم نماز نمی خوانی و رابطه ات با خدا قطع 
شده و دچار این فلاكت شده ای !

داستان دوم ( ملائکه آسمان شرم می کنند)
قطب راوندی روایت كرده كه در عرش تمثال جمیع بندگان خدا هست. وقتی بنده در زمین مشغول عبادت است عكس او را ملائكه می بینند و اگر مشغول معصیت باشد خداوند امر میفرماید بعضی ملائكه را كه با بالهای خود عكس او را پوشانند كه ملائكه او را بحال معصیت نبینند اینست معنی ای كسیكه خوبیها را ظاهر میسازی و بدیها را می پوشانی.

داستان سوم: ( احترام به وقت نماز و عبادت )
كه روزی سلطان طغرل كه از سلاطین سلجوقیان ایران بود پیش از آفتاب شخصی بسراغ وزیر دولت خویش خواجه ابومنصور فرستاد و او را بمحضر خود خواند
فرستاده چون آمد دید خاجه ابومنصور بر سر سجاده عبادت نشسته و مشغول تلاوت قرآن میباشد.
پیغام شاه را رسانید و لكن او ابدا اعتنائی به پیغام نكرد و در كمال تانی قرآن خویش را با ادعیه وارده بعد از فریضه صبح بجا آورد تا اینكه آفتاب طلوع نمود از سرسجاده برخواست 
و خود را در حضور شاه معرفی نمود طغرل در كمال تندی باو گفت: كار تو بجائی رسیده كه به پیغام ما اعتنائی نمیكنی ! خواجه ابومنصور عرض كرد قبله عالم.
من بنده خدا و نوكر شما میباشم و هرگز حاضر نیستم كه امر نوكری شما را در وقت بندگی كه بدیگری فروخته ام انجام دهم.
زیرا این یك نحوه خیانتی است و من هرگز خیانت نخواهم كرد و قبله عالم میدانند كه خداوند وقت بین الطلوعین را ظرف عبادت خویش قرار داده و دستور فرموده كه در این مدت
بندگانش بر سر سجاده عبادت او نشسته باشند و انجام وظائف بندگی او را بكنند وچنانچه قبله عالم خواسته باشند وقت بندگی مرا از خداوند جزئ وقت نوكری خویش قرار دهند
با اجازه شما از نوكری استعفا میخواهم داد ،
سلطان از او خوشش آمد وگفت : ابدا من جرئت آن ندارم كه وقت فروخته شده بخدا را از تو بگیرم بلكه مرا هم متوجه نمودی كه درموقع بندگی خدا خود را بر سجاده عبادت پروردگار خویش حاضر نمایم و وقت او را بكسی بدهم.


داستان چهارم: ( گناهان کبیره 7 تاست)
پسر زراره میگوید از امام صادق (ع)از گناهان كبیره سوال كردم . آنحضرت فرمود در كتاب جدمان علی (ع) آمده که هفت تا است.
1-كفر بخدا
2- آدم كشتن
3- عاق والدین
4- خوردن ربای معلوم
5- خوردن مال یتیم بظلم
6- فرار از جهاد
7- فهمیده معصیت كردن ، 
عرضكردم اینها معاصی بزرگست؟ فرمود بلی عرض كردم یكدرهم به ظلم و ستم از مال یتیم خوردن بزرگتراست یا نماز نخواندن ؟ 
فرمود نماز نخواندن . عرضكردم پس چرا ترك نماز را بشمار كبائر نیاوردید؟ فرمود اول از هفت گناه را چه گفتم؟ عرضكردم كفر بخدا فرمود تارك الصلوه بدون جهت و علت كافر است .

داستان پنجم :: ( اثر پاکدامنی )
امام صادق (ع) به همراه قافله ای به سفرکربلا و حج می رفتند . این قافله از كوفه حركت كرده بود . در بین راه ناگهان شیری در جلوی قافله ظاهر شد . قافله از حركت ایستاد و كسی جرئت نكرد جلو برود .
در این موقع ، حضرت به تنهائی پیش رفتند و به شیر اشاره فرمودند شیر سرش را پائین انداخت و به آرامی از قافله دور شد . آنگاه امام فرمودند : اگر شما هم گناه نمی كردید ، چنین بودید که به شیر امرکنید برود و او اطاعت نماید!


داستان ششم : ( از خدا حیاء نمیکنیم )

( رومان : گویند نام ملكی است . مرحوم مجلسی در بحارالانوار در حوال ملائكه گوید : من در احادیث شیعه بملكی به این نام بر نخورده ام جز در دعائی كه بحضرت سجاد ( ع ) منسوب است ، ولی در اخبار اهل سنت در حدیثی از عبد الله بن سلام
آمده كه گفت : از پیغمبر ( ص ) پرسیدم اولین ملك كه پیش از منكر و نكیر بر میت وارد میشود كدام است ؟ فرمود : ملكی است بنام رومان ، كنار میت می نشیند و بوی میگوید :
همه اعمال خویش را از نیك و بد بنویس . وی گوید : با چه ابزاری بنویسم ؟ گوید : با انگشت و آب دهانت . 
میت گوید : بر چه بنویسم ؟ ملك قطعه ای از كفنش پاره
كند و گوید بر این بنویس . پس وی بنوشتن بپردازد
و چون بگناهی برسد از شرم دست باز دارد ،
ملك بوی گوید : آنروز تو از خدا شرم نكردی و مرتكب این عمل شدی اكنون از من حیا میكنی ?
پس تمام اعمال خویش را بنویسد ، آن ملك بوی گوید : اكنون با ناخن خود آن را مهر كن . سپس آن را بگردنش آویزد و تا قیامت آویز گردنش باشد.

داستان هفتم: ( عاقبت ظلم و گناه )

ابن خلكان گوید حجاج بمرض آكله دچار شد پزشكی آوردند دستورداد مقداری گوشت بر نخ كنند و آنگوشت را ببلعد وقتی كه گوشت را كشیدند كرمهای زیاد بان چسبیده بود و خداوند سرمای سختی بر بدن او مستولی كرد بطوریكه منقل های پر آتش را اطرافش میگذاردند پوست بدنش میسوخت ولی گرم نمیشد.
ازشدت ناراحتی و گرفتاری هنگام مرگ شكوه كرد باو گفتند چقدر گفتیم متعرض سادات و نیكان مشو و بجان این بیگناهان رحم كن تو قبول نكردی حجاج گفت نمیگویم از خدا بخواهید كه بمن فرج دهد و عذابم نكند ولی میگویم از خدا بخواه در قبض روحم تعجیل كند تا بیش از این مبتلا نباشم و سخت میگریست تا بدرک واصل شد .
حجاج را در خواب دیدند و از وی پرسیدند كه خدایتعالی با تو چه كرد؟ جواب داد به كیفر هر شخصیكه بفرمان من كشته شده بود یك بار مرا كشتند و بكشتن سعید بن جبیر هفتاد بارمن بیچاره را بقتل رسانیدند و هنوز خلاص نشده ام .

داستان هشتم: ( مسلمان یهودی نما )
یك یهودی مسلمانی را دید كه در روز ماه رمضان غذا میخورد ، فورا نشست و با او بخوردن مشغول شد ، مسلمان گفت : مگر نه اینست كه نزد شما یهودیان خوردن ذبیحه ی مسلمین حرام است پس چرا میخوری ? یهودی جواب داد و
گفت من در بین یهودیان مثل تو در بین مسلمانان هستم یعنی همانطور كه تو بدون عذر روزه میخوری با اینكه چنین عملی بر مسلمانان حرام است ، منهم ذبیحه ی شما را
میخورم با اینكه میدانم در مذهبمان حرام است. 

داستان نهم: ( راه نجات چیست؟)
شخصی به پیغمبر ( ص ) عرضكرد مرا عملی بیاموز كه بین آن عمل و بهشت حائلی نباشد؟ فرمود 1- غضب نكن 2- از مردم چیزی مخواه 3- بپسند برای مردم آنچه را برای خود می پسندی. عرض كرد یا رسول بیشتر بفرما فرمود چون نماز عصر را خواندی هفتاد و هفت مرتبه بگو استغفر الله پاك میكند از تو عمل هفتاد و هفت سال. گفتم من 77 سال ندارم
پیغمبر فرمود برای تو و پدرت گفت من و پدرم نیز 77 سال معصیت نداریم پیغمبر فرمود برای گناهان تو و پدر و مادرت باز عرضكرد یا رسول الله من و پدر و مادرم 77 سال نداریم
فرمود عمل كن از برای تو و پدر و مادر و اقوامت خواهد بود
گناهانیكه با استغفار آمرزیده میشود گناهانیست كه انسان بین خود و خدا انجام داده ( حق الله ) و الا توبه دزدی؛ آدم كشی؛ بدعت گذاری در دین و امثالهم با استغفر الله جبران نمیشود!

داستان دهم: ( شرابخواری و ترک توبه )
از سلیمان بن جعفر نقل شده كه گفت : در 8 مایلی مدینه است در غرفه ای مشرف بر بیابان خدمت حضرت رضا علیه السلام بودم ، بر سر سفره بودیم ناگاه حضرت سر برداشتند دیدند مردی شتابان میاید دست از غذا كشیدند طولی نكشید آن مرد وارد شده بالا آمد و گفت : الان زبیری مرد ، 
حضرت سر بزیر افكند و رنگش متغیر شد و فرمود : گمان میكنم در این شب گناهی كرده كه بزرگترین گناه وی بوده و توبه نکرده است چون خداوند میفرماید : بسبب گناهانش غرق شدند ، و وارد آتش گشتند
سپس دست دراز كرده مشغول غذا شد ، و طولی نكشید غلامش آمد و گفت : زبیری مرد ،
فرمود : بچه علت ؟ گفت : دیشب در حال شراب خواری مرد

داستان یازدهم ( خداستارالعیوبه ولی امان از بی حیاء)
حضرت امیرالمومنین(ع) فرمود هیچ بنده خدائی نیست مگر آنكه چهل پوشش از خدا بر اوست ( تا كی ؟ ) تا آنگاه كه گناه كبیره از او صادر شود وقتیكه مرتكب معصیت بزرگ شد پوششها باز میشود.ملائكه عرض كنند خدایا ما همیشه با او هستیم این بنده را پرده برداشتی وحی شود بملائكه كه با بالهای خود او را بپوشانید پس ملائكه او را بپوشانند 
پس كسیكه معصیتی را بجا آورد تا آنجا كه مردم او را مدح كنند بر آن معصیت ، ملائكه عرض كنند خدایا این بنده هیچ معصیتی را فرو گذار نمیكند ما شرم میكنیم از آنچه میكند وحی میشود بملائكه كه بالهای خود را از او بردارید. 

داستان دوازدهم : ( عاقبت بخیری )
چگونه عبد الله بن مرزوق عاقبت بخیر شد ؟
در مستطرف مینویسد: كه عبد الله ابن مرزوق كه از جمله ندمائ و همنشینان مهدی عباسی بود یك روز از باده ناب چنان مست شد كه حالش را دیگر نمی فهمید : 
كنیزی داشت آمد و آتش در آن حال به پایش نزدیك كرد و او را از آن حال بی خبری بخود آورد
عبد الله از این وضع بسیار بیمناك و وحشت زده شد 
جاریه و كنیزش فرصت را غنیمت شمرده . گفت : عبد الله تو كه بر آتش این جهان نمی توانی صبر بكنی پس بر آتش
آن جهانی چگونه صبر خواهی كرد : این نصیحت در عبد الله بسیار موثر افتاد طوریكه نور هدایت در دلش تابیدن گرفت كه سخت عرق خوری را ترك نمود و بعد تمامی دارائی خود را در راه خدا صدقه داد و رفت بسبزی فروشی مشغول شد .
فضیل و ابن عیینه روزی بدیدارش آمدند دیدند كه فقط خشتی خام در زیر سر دارد و در زیر و رو هیچ ندارد ، 
گفتند هیچ كس چیزی را در راه خدا نداده مگر آنچه خداوند عوض آنرا به او مرحمت نموده است بگو در مقابل آنچه تو در راه خدا دادی خداوند چه عوضی بتو داد ، گفت : خشنودی از وضعی كه فعلا در آن بسر می برم !

داستان سیزدهم : ( خداارحم الر احمین است )
نقل است كه سوزنی سمرقندی ، شاعری بذله گو و همه حرفی بزن بوده است ، بعد از مردن خوابش دیدند ، و از
وضع اخرویش پرسیدند : در جواب گفت : برای همین یك شعری كه گفته بودم مشمول رحمت الهی قرار گرفتم 
چار چیز آورده ام یا رب كه در گنج تو نیست
نیستی و حاجت و عذر و گناه آورده ام.

داستان چهاردهم : ( حیاء از گناه در خلوت )
پیامبر ( ص ) فرماید : چون روز قیامت شود خداوند برای جمعی از امتم پر و بال عنایت فرماید كه از قبرهای خود تا بهشت پرواز كنند ، در بهشت حركت كنند و و هر طور بخواهند متنعم خواهند بود ، فرشتگان بانان گویند : شما حساب دیده اید گویند : نه ، فرشتگان ، گویند : از صراط گذشته اید ? گویند : ما صراط ندیدیم ،
فرشتگان گویند : جهنم دیده اید ? گویند : چیزی ندیدیم ، پس فرشتگان بانان گویند : شما را سوگند میدهیم بخدا بگوئید اعمال شما در دنیا چه بوده ? پس میگویند
دو صفت در ما بود ،
1- در خلوت حیا میكردیم كه گناه كنیم خدا را ، 
2- و قانع و خوشنود بودیم بكم از آنچه خدا قسمت نموده بود ، ملائكه گویند : این مقام حق شما است


موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 24 مهر 1392
افسران - به هر درختی نمی توان تکیه کرد


ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 24 مهر 1392

بلوغ زودرس با ایجاد اختلالات جسمی و روحی شدید در فرد باعث بروز صدمات جبران ناپذیر خواهد شد. صدماتی که شاید به چشم نیایند امّا در آینده‌ی فرد تاثیر به سزایی می‌گذارند. تقریباً امروزه تمامی آثارِ هنری غربی، به صورتِ مستقیم و غیر مستقیم رابطه‌های غیر شرعی و مهم تر از آن رابطه‌های آزاد را تبلیغ می‌کنند.

بلوغ زودرس در کودکان و نوجوانان


ادامه مطلب
موضوعات طبقه بندی: جنگ نرم،  مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : چهارشنبه 24 مهر 1392

عید قربان به حقیقـت ز خداوند کریم

آفتابی به شب ظلمت انسان آمد

جمله دلهاچو کویری ست پر از فصل عطش

بر کویـر دل ما ، نعمت باران آمد . . .




موضوعات طبقه بندی: مناسبت، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی

رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار سال گذشته‌ی خود با جوانان استان خراسان شمالی، ۲۸ پرسش مصداقی درباره‌ی سبک زندگی ایرانیان را مطرح کردند.

پایگاه اطلاع‌رسانی Khamenei.ir متناوباً به واکاوی این پرسش‌ها و پاسخ‌های نخبگان به آن پرداخته است. یکی از این سؤال‌های اساسی این است که: چرا در برخى شهرهاى بزرگ، خانه‌هاى مجردى وجود دارد؟ این بیمارى غربى چگونه به جامعه‌ى ما نفوذ کرده است؟ بنابراین پنجمین پرونده‌ی سبک زندگی به پدیده‌ی «خانه‌ی مجردی» می‌پردازد. در نخستین گام برای بررسی جامعه‌شناسانه‌ی این پدیده به گفت‌وگو با دکتر محمدتقی کرمی، استادیار دانشکده‌ی علوم اجتماعی دانشگاه علامه طباطبایی پرداختیم. او در این گفت‌وگو از تعریف علمی این پدیده گفت و از نتایج تحقیقات مبسوطی که با کمک دانشجویانش درباره‌ی «زیست مجردی» یافته است. همچنین به علل گرایش جوانان به سکونت در خانه‌ی مجردی و نیز به واقعیت‌های ناشنیده‌ای اشاره کرد.

 

خانه مجردی


ادامه مطلب
موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392

دکتر محمود گلزاری تمرکز ویژه‌ای بر مسائل خانواده و آسیب‌شناسی آن دارد. برای پرسیدن از مسائل و مضرات زندگی در «خانه‌ها‌ی مجردی» به سراغ این روانشناس و عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی رفتیم. دکتر گلزاری در این گفت‌وگو ضمن بررسی علل شکل‌گیری این پدیده در ایران، به پدیده‌ی «تنهایی عاطفی» اشاره کرده و برخی راه‌های درمان و کنترل آن را نیز برشمرده است.

 

خانه مجردی


ادامه مطلب
موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : سه شنبه 23 مهر 1392

اگر من جای او بودم.
همان یک لحظه اول ،
که اول ظلم را میدیدم از مخلوق بی وجدان ،
جهانرا با همه زیبایی و زشتی ،
بروی یکدیگر ،ویرانه میکردم.

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش میدیدم ،
نخستین نعره مستانه را خاموش آندم ،
بر لب پیمانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
که میدیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامۀ رنگین
زمین و آسمانرا
واژگون ، مستانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
نه طاعت می پذیرفتم ،
نه گوش از بهر استغفار این بیدادگرها تیز کرده ،
پاره پاره در کف زاهد نمایان ،
سبحۀ، صد دانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،
هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،
آواره و ، دیوانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
بگرد شمع سوزان دل عشاق سر گردان ،
سراپای وجود بی وفا معشوق را ،
پروانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم .
بعرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،
تا که میدیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری میفروشد ،
گردش این چرخ را
وارونه ، بی صبرانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم.
که میدیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنۀ این علم عالم سوز مردم کش ،
بجز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،
در این دنیای پر افسانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد !
چرا من جای او باشم .
همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ،تاب تماشای تمام زشتکاریهای این مخلوق را دارد،!
و گر نه من بجای او چو بودم ،
یکنفس کی عادلانه سازشی ،
با جاهل و فرزانه میکردم .

عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد !




موضوعات طبقه بندی: دل نوشته، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : شنبه 20 مهر 1392
یکی از رفقا می گفت: می دونید که گودی بالای لبتون واسه چیه؟
ما که از همه چیز و همه جا بی خبر بودیم، تو جوابش گفتیم: نه! (برم قربون صداقت خودمون ...)
برگشت و گفت که یکی از بزرگ ترین سوالات زندگیش همین بوده و به خاطر همین دست به دامن هر کسی شده ... همه هم جوابای جور و واجور بهش دادن تا اینکه یه روز رفت خونه ی مادر بزرگش ... تعریف می کرد که همون روز از پیش یه دکتری بر میگشت که تو بخش آناتومی دانشگاه علوم پزشکی کار می کرد ...
.
.
.
(از زبون خودش)
اعصابم حسابی داغون بود و تکیه زده بودم به تختی که تو حیاط خونه ی مادر بزرگم بود ... مادر بزرگم هم با دو تا استکان چای اومد پیشم و گفت که چرا تو لکی؟ گفتم که هیچکس تو این مملکت نمیتونه به سوال من جواب بده ... مادر بزرگم بعد از یه مکث کوتاه گفت: «بپرس؟» من هم که از اعتماد به نفس مادر بزرگم خوشم اومده بود، گفتم: این گودی بالای لب آدما مال چیه؟ آخه این قضیه چه حکمتی داره؟
مادر بزرگم خندید و بعد که آروم گرفت، یه نگاهی به من کرد و آروم گفت:
هر موقع که نوزادی داره به دنیا میاد، از راز آفرینش خبر داره ... چونکه ظرفیت نگه داشتن اونو نداره، قصد داره اون رو بر ملاء کنه ... اون موقع است که خدا فرشته ی خودش رو می فرسته سر وقت اون نوزاد و اون فرشته هم میاد و با انگشت اشاره ی خودش جلوی حرف زدن نوزاد رو می گیره ... یعنی این گودی بالای لب ما، جای انگشت فرشته هاست ...
.
.
.
تازه فهمیدم که جز این، چیز دیگه ای نمیتونه حقیقت داشته باشه ...
.
.
.
« الله اکبر »



موضوعات طبقه بندی: دل نوشته، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : شنبه 20 مهر 1392

کتابی فرخنده بر تو فرو فرستادیم، تا در آیات آن تدبیر کنند و خردمندان از آن پند گیرند. ص آیه

۲۹

 



ادامه مطلب
موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : شنبه 20 مهر 1392
در روایات آمده که پیامبر(صلی الله علیه وآله) برای رفع چشم زخم برای امام حسن و امام حسین دعایی نوشته است و پیامبر می‌فرماید که حضرت ابراهیم برای حضرت اسماعیل نیز همین تعویذ برای دفع شر چشم را نوشته است. در نهج‌البلاغه آمده است که العین حق والرقی حق چشم زخم حق است و توسل به دعا برای دفع آن نیز حق است.

ادامه مطلب
موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
(تعداد کل صفحات:7)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]  

جستجو گر
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل
نظر سنجی
نظرتون درباره ی این وبلاگ:






حمایت از ما


حمایت
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir

رهبرم سید علی

جنبش منع کشتار مسلمانان مظلوم آفریقا


خورشید شیعه

پایگاه مجازی فارسی زبان مقاومت اسلامی لبنان - حزب الله
دایرکتوری افسران ارزشی


نوبت شما

  نقطه ی وصل

گل نرگس
معببر سایبری فندرسک

تیم توابین 313


پاتوق عمارها


کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)


پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم


دایرکتوری افسران ارزشی


شیعه آرت




سرداران گمنام


مبارز فوتو
		www.MobarezPhoto.com

پایگاه فرهنگی مذهبی< علویون >




بزرگترین وب سایت شهدای ایران



بین الحرمین


http://up.monzerin.ir/logo6.gif
طلبه سایبری

تی وی شیعه




دانلود مذهبی


طلبه سایبری
سایت شهید حاج احمد کاظمی





اسلام کوئست

معبر سایبری منتظران مهدی


پایگاه جامع محـض رضـا علیه السّلام


حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی
میهمانی ملکوت
سبکی نو در طراحی مذهبی مدافعان حریم ولایت

هواداران حامد زمانی

خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه ی ما
لطفا در جای خالی اول
نام و نام خانوادگی خود
در جای خالی دوم
آدرس پست الکترونیک خود
رو وارد کنید
*****
لطفا حواستون باشه که
گزینه ی عضویت رو انتخاب کنید
*****
با تشکر





Powered by WebGozar

آرشیو مطالب
برای مخاطبان
پیوند های روزانه
امکانات جانبی