ابزار رایگان وبلاگ

ابزار هدایت به بالای صفحه

گچ و تخته - مطالب فروردین 1392
گچ و تخته
تقدیم به رهبر عزیزم ... قائدنا الامام سید علی الحسینی الخامنه ای
مرتبه
تاریخ : شنبه 31 فروردین 1392
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



موضوعات طبقه بندی: دل نوشته، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : شنبه 31 فروردین 1392
گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



موضوعات طبقه بندی: دل نوشته، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : شنبه 31 فروردین 1392
مۆمن باید بیم و امیدش به خدا در یک سطح باشد اگر ترسش از عذاب‌های الهی بیش از حد باشد از رحمت خداوند مأیوس می‌شود و به اصطلاح عوام می‌گوید آب که از سر گذشت چه یک وجب و چه صد وجب. و از طرفی اگر امیدش به فضل و رحمت الهی بیش از اندازه باشد، امن از مکر الهی پیدا می‌کند و از جانب دیگر سقوط می‌کند و انگیزه‌ای برای انجام اعمال نیک و پسندیده پیدا نمی‌کند در حالی‌که خداوند کریم‌تر از آن است که بندة ضعیف و ذلیل را عذاب کند.

در نتیجه به هر عمل ناشایستی تن داده و باز دم از فضل و کرم و لطف و رحمت خدا می‌زند در همین راستا حضرت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: «اگر اندازه رحمت خدا را می‌دانستید هر آیینه بر آن تکیه می‌کردید و جز اعمال اندکی انجام نمی‌دادید و اگر میزان غضب و خشم خدا را می‌دانستید گمان می‌کردید که دیگر نجات نخواهید یافت.»[۱]

ولی بنابر فرمایش امام صادق(علیه السلام): «هیچ بنده مومنی نیست مگر آن که در قلبش دو نور وجود دارد نور خوف (از عذاب الهی) و نور امید (به رحمت پروردگار) که اگر هر یک را با دیگر بسنجد از آن زیادتر نخواهد بود»[۲] یعنی هر دو به یک میزان خواهند بود پس شما دوست عزیز هم به همان میزان که از عذاب الهی بیمناک هستید به فضل و رحمت پروردگار هم امیدوار باشید تا انگیزه خود را برای انجام اعمال خوب و پسندیده از دست ندهید و به گناه کبیره یأس از رحمت پروردگار گرفتار نشوید.
فشار قبر:

انسان عوالم مختلفی را پشت سر نهاده و عوالم دیگری را در پیش‌رو دارد، انسان با مرگ از عالم دنیا به عالم آخرت منتقل می‌شود که عالم آخرت هم ابتدایش عالم برزخ و انتهایش که بعد از برپایی قیامت کبری است بهشت یا دوزخ می‌باشد. یکی از ویژگی‌های عالم برزخ فشار قبر می‌باشد. فشار قبر نسبت به افراد متفاوت است بعضی از افراد فشار قبر ندارند و آن‌ها که دارند فشارشان از نظر شدت و ضعف یکسان نیست و بستگی به اعمال آن‌ها دارد.

عواملی که موجب فشار قبر می‌شود: ۱ـ بداخلاقی. ۲ـ سخن‌چینی‌، مراعات نکردن طهارت و نجاست و پرهیز نکردن از بول.[۳] ۳ـ یاری نکردن مظلوم. در کتاب ثواب الاعمال آمده است که یکی از علمای بنی‌اسرائیل از دنیا رفت و فشار قبر بر او وارد شد چرا که او یک بار نماز را (عمداً) بی‌وضو خوانده بود و از کنار مظلومی گذشته بود و او را یاری نکرده بود.[۴]

۴ـ ضایع نمودن نعمت‌های الهی: حضرت پیامبر اکرم (ص) فرمودند: «فشار قبر برای مۆمن کفاره تباه نمودن نعمت‌ها از ناحیه اوست.»[۵]
عواملی که باعث کاهش یا رفع فشار قبر می‌شود:[۶]

انسان عوالم مختلفی را پشت سر نهاده و عوالم دیگری را در پیش‌رو دارد، انسان با مرگ از عالم دنیا به عالم آخرت منتقل می‌شود که عالم آخرت هم ابتدایش عالم برزخ و انتهایش که بعد از برپایی قیامت کبری است بهشت یا دوزخ می‌باشد. یکی از ویژگی‌های عالم برزخ فشار قبر می‌باشد. فشار قبر نسبت به افراد متفاوت است بعضی از افراد فشار قبر ندارند و آن‌ها که دارند فشارشان از نظر شدت و ضعف یکسان نیست و بستگی به اعمال آن‌ها دارد
۱ـ نماز شب و کامل نمودن رکوع: امام رضا (علیه السلام) فرمود: «کسی که نماز شب بخواند و در قنوت نماز «وتر» هفتاد بار استغفار کند از عذاب قبر پناه داده می‌شود.» و امام باقر (علیه السلام ) فرمود: «هر کس رکوع نمازش را کامل انجام دهد وحشت قبر به او نمی‌رسد.»[۷]
۲ـ صدقه و نماز مخصوص[۸].
۳ـ نماز وحشت: این نماز بسیاری از مردگان را از عذاب قبر و فشار قبر نجات داده است که حکایات عجیبی در داستان‌های شگفت شهید دستغیب در این باره موجود است که می‌توان به آن مراجعه نمود. [۹]
۴ـ حج نمودن: دو روایت است که هر کس چهار مرتبه حج به جا آورد عذاب قبر از او برداشته می‌شود. [۱۰]

۵ـ خواندن بعضی از سوره‌های قرآن: امام علی(علیه السلام) می‌فرماید: «هر کس در هر جمعه سوره نساء را تلاوت کند از فشار قبر امان می‌یابد.»[۱۱] سوره‌های زخرف، یاسین، تکاثر و تبارک، نیز در این مورد سفارش شده‌اند.
۶- این که مرگ انسان در روز جمعه باشد.

۷- نهادن دو چوب تر در کفن میت هنگام دفن.

۸٫- ریختن آب روی قبر.

امیرمۆمنان علی ـ علیه السّلام ـ فرمود:

برای پدرت و معلّمت از جایت برخیز اگر چه امیر باشی.

پی نوشت ها:

[۱] – میزان الحکمه ۱۰ جلدی، ج ۳، ص ۱۷۸٫

[۲] – بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۲۵۹٫

[۳] – همان، ج ۷۵، ص ۲۶۵٫

[۴] – ثواب الاعمال، ص ۱۱۱٫

[۵] – بحارالانوار، ج ۶، ص ۲۲۱٫

[۶] – با استفاده از کتاب «عالم برزخ در چند قدمی ما» محمد محمدی اشتهاردی، انتشارات نبوی.

[۷] – همان، ج ۸۵، ص ۱۰۷٫

[۸] – بحارالانوار، ج ۹۱، ص ۲۱۹٫

[۹] – حاشیة مفاتیح الجنان، شیخ عباس قمی.

[۱۰] – من لا یحضره الفقیه، ج ۲، ص ۲۱۷، روایت ۲۲۰۹، باب ۲٫

[۱۱] – وسایل الشیعه، ج ۷، باب ۵۴، ص ۴۰۹، روایت ۹۷۱۴٫
منبع :اندیشه قم




موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392

مرد صالحى مبلغ بیست هزار درهم مقروض بود، هیچ وسیله اى براى پرداخت آن نداشت . روزى طلبکار با اصرار تمام ، مطالبه قرض خود نمود، آنقدر سخت گرفت که مرد مقروض با اشک جارى و دلى افسرده به خانه رفت . این مرد همسایه اى یهودى داشت ، همین که او را با وضعى پریشان مشاهده کرد، گفت : تو را به حق دین اسلام سوگند مى دهم بگو چه شده که این قدر ناراحتى ؟ جریان را برایش شرح داد. یهودى به منزل خود رفته و مبلغ بیست هزار درهم برایش آورد، گفت : اگر ما با هم از نظر دین اختلاف داریم ولى همسایه که هستیم ، شایسته نیست همسایه من به رنج قرض ‍ گرفتار باشد. بدهکار آن پول را برداشت و پیش طلبکار آورد.
طلبکار از این سرعت در پرداخت پول تعجب کرد. از او پرسید: از کجا تهیه کردى ؟ جریان بر خورد همسایه یهودى را برایش نقل کرد، در این موقع طلبکار داخل منزل شد و سند بدهکارى او را آورد. گفت : من از یک یهودى که کمتر نیستم ، بگیر سند خود را من طلبم را به تو بخشیدم و هرگز مطالبه نخواهم کرد. طلبکار همان شب در خواب دید قیامت به پا شده و نامه هاى اعمال در حرکت است ، بعضى نامه عملشان به دست راست و برخى به دست چپ قرار مى گیرد. در این حال نامه عمل او هم به دست راستش قرار گرفت و اجازه ورود بهشت بدون حساب به او دادند.
پرسید: چه شد که بدون حساب باید وارد بهشت شوم ؟ گفتند:
چون تو جوانمردى کردى و سند آن مرد نیکوکار را رد نمودى ما چگونه نامه عمل تو را ندهیم با این که بخشنده و مهربانیم ، همانطور که تو از حساب او گذشتى ما هم از حساب تو مى گذریم ، طلبت را بخشیدى ما هم گناهان تو را بخشیدیم

دارالسلام ، ج ۲، ص ۱۹۵





موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392

خداوند به حضرت آدم فرمود من بزودی همه نیکیها را برای تو در چهار چیز جمع خواهم کرد

حضرت آدم گفت :خداوندا آن چهار چیز کدامند؟

خداوند فرمود

یکی از آنها مربوط به من است

دومی مربوط به خود توست

سومی مربوط به من وتوست

چهارمی مربوط به تو ومردم است

آدم گفت: خدایا آنها را برایم توضیح بده تا بدانم 

خداوند متعال فرمود: آنچه که مربوط به من میباشد اینست که

اول :به من عبادت کنی وچیزی رابرایم شریک قرارندهی 

دوم :آنچه مربوط به توست این است که من پاداش هرعمل نیک تورابیش از میزان استحقاقش میدهم 

سوم آنکه مربوط به من وتو میباشد اینکه تو دعا کنی ومنهم اجابت نمایم 

چهارم : آنکه میان تو ومردم است اینکه نسبت به مردم همان رفتاری را داشته باشی که میخواهی دیگران درباره تو داشته باشند

اقتباس از کتاب حدیث قدسی .. مرحوم شیخ حُـــّر عاملی ص۱۲





موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392

دردهه ۶۰هجری شمسی با اینکه جوان بود به دلیل نداشتن سواد کافی به کاری مشغول بود تا از این راه امرار معاش نماید پدرش را از دست داده بودبا رفیقش کار میکرد پسر ارشد خانواده بود باید چندسر عیال را نان میداد، کلنگ بدست گرفته بود ومشغول کندن شالوده ساختمان بود میگفت رفیقم برای کاری چند دقیقه از من دور شدبه فکرم رسید ودر دل اهی کشیدم وگفتم:خدایا تاکی میشود با این کلنگ زدن خانه ساخت ازدواج کرد وبجایی رسیدناگاه کلنگ به شی فلزی برخورد کردخاکهاراکنارزدم ودیدم دودست بند طلا یکی بزرگ ودیگری کوچک هستش آنرا برداشتم ودرجیبم نهادم رفیقم برگشت دلم تاب نیاورد وقصه را به ایشان گفتم ایشان گفت دستبند کوچک را به من بده وبزرگتر را خودت بردارهمین کار را انجام دادم ایشان در آن زمان آنرا به مبلغ ۶۰۰۰۰تومان فروخت ومنهم دستبند بزرگتر را به مبلغ ۹۰۰۰۰تومان فروختم وبا آن منزل واسباب واثایثه ازدواج و….را فراهم کردم وتازه فهمیدم که با آن دعایی که از دل همراه با آه برخاست کار خودش را کرد ومن حداقل ۱۰سال از زندگی جلو افتادم ودعایم در چند دقیقه به اجایت رسید

آری:ای یک دله ی صد دله دل یکدله کن        مهر دگران زسینه ی خود یله کن

             یک صبح زاخلاص بیا بر درما             گر کار توبرنیایدآنگه گله کن




موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392

گفت همسرم مدتها مبتلا به مریضی سرطان بود وبالاخره کارش به بیمارستان وبستری شدن ونهایتا به رحمت خدا رفت زمانی که در بیمارستان بستری بودیکی از روزهانماز صبحش قضا شد واز دنیا رفت من درفکر این بودم که نماز قضا شده ایشان را بجا اورم تا اینکه چند مدتی گذشت ومن موفق شدم این دورکعت نماز قضاشده را بجا آورم ولی به کسی هم چیزی نگفتم تا اینکه یکی از همسایه ها پیش من امد وگفت فلانی من دیشب خانم شما را درخواب دیدم از وضعیتش در عالم برزخ سوال گرفتم به من گفت من تا حال دربند بودم بخاطر دورکعت نمازی که در اواخر عمرم قضاشد،ولی از چندروز پیش که شوهرم ……آن را بجا آورد آزاد شدم من از دوجهت بسیار تعجب کردم که اولا این قضیه را به کسی نگفته بودم واین خواب کاملا برای حجت شد وخدا را شکر مطمئن شدم که خانمم از بند آزاد شده ثانیا اینکه چقدر در حسابرسی موشکافانه برخورد شده که از دورکعت نماز قضاشده آنهم درآن وضعیتی که خانمم مبتلا به بیماری سرطان بود گذشت نشده است




موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392
اینان همان گروهى هستند که در جنگ صفین در مقابل امام على علیه السلام قرار گرفتند و چون حکمیت را انکار کردند و شعارشان ((لاحکم الا لله )) بود به آنها ((محکمه )) گویند و چون نخستین گروهى بودند که چنین اعتقادى داشتند، ((محکمة الاءولى )) نامیده مى شوند. به این گروه از آن رو که در حروراء، یکى از قراى کوفه ، اجتماع کردند، ((حروریه )) نیز مى گویند.
البته این گروه را نمى توان فرقه اى در عرض دیگر فرق قرار داد بلکه آنان در واقع خوارج اولیه و اصلى هستند که بقیه فرق خوارج از آنها پدید آمدند.
محکمه ، تحکیم انسانها را گناه و هرگونه گناه را باعث کفر مى دانند. آنان وجود امام و حاکم را واجب نمى دانند و معتقدند که آزاد بودن و قریشى بودن از شرایط امام نیست . نخستین کسى که از سوى این گروه به امامت و رهبرى برگزیده شد، عبدالله بن وهب الراسبى بود. محکمه پس از انتخاب عبدالله از حروراء به نهروان رفتند و در این مسیر به قتل و غارت مسلمانها پرداختند. امام على علیه السلام در حروراء و نیز نهروان با آنها احتجاج کرد و شبهاتشان را پاسخ داد. پس از سخنان صریح امام در نهروان هشت هزار تن توبه کردند و بقیه که چهار هزار تن بودند به رهبرى عبدالله بن وهب ، آماده جنگ با امام شدند. سپاه امام همه این افراد را به هلاکت رساندند و تنها نه تن از آنها باقى ماندند که به نواحى مختلفى چون یمن و عمان متوارى شدند و در آن نواحى به ترویج آرا و عقاید خود پرداختند. در زمان معاویه و دیگر حاکمان بنى امیه گروههایى با تفکرات محکمه نخستین بر حاکمان بنى امیه خروج کردند. این قیامها ادامه داشت تا اینکه نخستین انشعاب در میان خوارج رخ داد و ((ازارقه )) پدید آمدند.(۱)

۱-الملل و النحل ، ج ۱، ص ۱۱۵ – ۱۱۷، الفرق بین الفرق . ص ۹۲ – ۱۰۰

 




موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392
زارقه : این گروه پیروان ابوراشد نافع بن الازرق (م ۶۵ هجرى ) هستند. نافع نخستین کسى بود که با ابداع برخى آراى خاص باعث تفرقه و انشعاب در میان خوارج گردید(۱)

 ازراقه بیش از دیگران در تبدیل شدن خوراج به یک گروه مذهبى و کلامى و نه صرفا سیاسى ، نقش داشتند(۲)

 در عین حال ، ازارقه از لحاظ سیاسى و نظامى و نیز تعدا پیروان و سپاهیان از دیگر فرقه هاى خوارج قویتر و پرنفوذتر بودند. 

نافع در زمانى که عبدالله بن زبیر قیام کرده بود و بر مناطقى از جمله بخشهایى از ایران تسلط یافته بود، از بصره به سمت اهواز حرکت کرد و اهواز، فارس ، کرمان و نواحى اطراف را به تصرف در آورد. آنها به رهبرى نافع مدتها با سپاهیان ابن زبیر و امویین جنگیدند تا اینکه ابن زبیر، یکى از فرماندهان خود را به نام مهلب بن ابى صفره با بیست هزار تن ، از بصره به جنگ آنها فرستاد. مهلب نوزده سال با ازارقه جنگید که مدتى از سوى ابن زبیر و مدتى نیز از سوى حجاج و در زمان حکومت عبد الملک بن مروان بود. او در یکى از جنگها نافع را کشت و سپس با ایجاد اختلاف در سپاه ازارقه ، آنان را به کلى نابود کرد(۳)
در این گروه به تدریج عقایدى پیدا شد که گاه به سختى و جانب افراط مى گرایید.
عمده ترین معتقدات این گروه عبارت است از:
۱- ازارقه مخالفان خود را مشرک و کافر مى دانستند  در حالى که خوارج اولیه آنان را تنها کافر مى پنداشتند.
۲- قاعدین خوارج ، یعنى آن دسته از خوارج که همراه ازراقه جنگ نمى کردند کافر و مشرک هستند.
۳- اطفال مشرکان (مخالفان ازراقه ) نیز مشرکند.
۴- کشتن مشرکان یعنى مخالفان ازراقه و زنان و اطفال آنها مباح است .
۵- همه مشرکان از جمله اطفال تا ابد در آتش جهنم خواهند ماند.
۶- انجام هر گناهى ، اعم از گناه کبیره یا صغیره باعث کفر و شرک مى شود.
۷- خداوند مى تواند کسى را به پیامبرى برگزیده که قبل از نبوت کافر بوده و یا پس از نبوت کافر خواهد شد.
۸- تقیه در گفتار و کردار جایز نیست (۴)

 منابع

۱-  مقالات الاسلامیین ، ص ۸۶٫
۲-  فجر الاسلام ، ص ۲۵۹٫
۳-  رک : الملل و النحل ، ج ۱، ص ۱۲۰، الفرق بین الفرق ، ص ۱۰۳-۱۰۵، تاریخ المذاهب الاسلامیه ، ص ۶۳-۶۴٫
۴-  رک .: الملل و النحل ، ج ۱، ص ۱۲۰، الفرق بین الفرق ، ص ۱۰۱ – ۱۰۲




موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
مرتبه
تاریخ : جمعه 30 فروردین 1392

خوارج جمع خارجى به معناى خروج کننده و شورشى است . خارجى به دو معناى عام و خاص به کار مى رود. معناى عام آن بر کسى اطلاق مى شود که علیه امام بر حق و مورد قبول مسلمانها شورش کند.(۱) امام خوارج در معناى خاصر به کسانى گفته مى شود که در جنگ صفین در اعتراض به حکمیت ، در مقابل امام على علیه السلام شورش کردند و با او جنگیدند و سپس کار خود را باآرایى مانند کافر بودن گناهکار و وجوب جنگ با کافر، توجیه کردند. وجوه دیگرى نیز براى وجه اطلاق ((خوارج )) بر گروه مذکور ذکر شده است .(۲) به این گروه مارقین نیز گفته مى شود که این واژه به معناى خوارج است . ظاهرا دلیل این نامگذارى حدیثى از پیامبر اکرم (ص ) است که در آن ، حضرت در مورد شخصى که به نحوه تقسیم غنایم توسط پیامبر اعتراض کرده بود و کار پیامبر را غیر عادلانه دانسته بود، فرمود: از نژاد این مرد گروهى پدید مى آید که ((یمرقون من الدین کما یمرق السهم من الرمیة ؛)) از دین خارج مى شوند همان گونه که تیر از کمان خارج مى گردد))(۳)
((خوارج )) و ((مارقین )) القابى هستند که مخالفان به آنها داده اند. خوارج خود را ((شراة )) که جمع شارى به معناى فروشنده است مى خواندند و معتقد بودند که جان خویش را براى خدا و آخرت مى فروشند و در این مورد به آیات ((و من الناس من یشرى نفسه ابتغاء مرضات الله )) (بقره :۲۰۷) و ((ان الله اشترى من المؤ منین اءنفسهم و اءموالهم باءن لهم الجنة )) (توبه : ۱۱۱) استدلال مى کردند. از میان این القاب خوارج تنها لقب ((مارقین )) را نمى پذیرند زیرا آنها خود را خارج از دین نمى دانند بلکه مخالفان خود را چنین مى پندارند.(۴)
منابع

  ۱-الملل و النحل ، ج ۱، ص ۱۱۴٫
  ۲-الفر دبل ، الفرق الاسلامیه فى الشمال الافریقى ، ترجمه عبدالرحمن بدوى ، ص ۱۴۲٫ احمد امین ، فجر الاسلام ، ص ۲۵۷٫
۳- الملل و النحل ، ج ۱،ص ۱۱۵٫
۴-مقالات الاسلامیین . ص ۱۲۷٫

 




موضوعات طبقه بندی: مقاله، 
ارسال توسط سید محمد رضا موسویان کریمی
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4]  

جستجو گر
Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
کد جست و جوی گوگل
نظر سنجی
نظرتون درباره ی این وبلاگ:






حمایت از ما


حمایت
عمارنامه : نجوای دیجیتال بصیرت با دیدگان شما AmmarName.ir

رهبرم سید علی

جنبش منع کشتار مسلمانان مظلوم آفریقا


خورشید شیعه

پایگاه مجازی فارسی زبان مقاومت اسلامی لبنان - حزب الله
دایرکتوری افسران ارزشی


نوبت شما

  نقطه ی وصل

گل نرگس
معببر سایبری فندرسک

تیم توابین 313


پاتوق عمارها


کمپین وبلاگ نویسی امام علی النقی (ع)


پایگاه اینترنتی مقتدر مظلوم


دایرکتوری افسران ارزشی


شیعه آرت




سرداران گمنام


مبارز فوتو
		www.MobarezPhoto.com

پایگاه فرهنگی مذهبی< علویون >




بزرگترین وب سایت شهدای ایران



بین الحرمین


http://up.monzerin.ir/logo6.gif
طلبه سایبری

تی وی شیعه




دانلود مذهبی


طلبه سایبری
سایت شهید حاج احمد کاظمی





اسلام کوئست

معبر سایبری منتظران مهدی


پایگاه جامع محـض رضـا علیه السّلام


حرم فلش - کد وبلاگ - طراحی
میهمانی ملکوت
سبکی نو در طراحی مذهبی مدافعان حریم ولایت

هواداران حامد زمانی

خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه ی ما
لطفا در جای خالی اول
نام و نام خانوادگی خود
در جای خالی دوم
آدرس پست الکترونیک خود
رو وارد کنید
*****
لطفا حواستون باشه که
گزینه ی عضویت رو انتخاب کنید
*****
با تشکر





Powered by WebGozar

آرشیو مطالب
برای مخاطبان
پیوند های روزانه
امکانات جانبی